فلسفه تطبیقی

فلسفه تطبیقی

ادبیات پژوهی مفهوم «عرفان»، «علم» و «عمل» و تحلیل مناسبات ارتباطی آنها

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استادیار، گروه حکمرانی فرهنگی اجتماعی، دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران، ایران
10.30487/cph.2025.2026740.1031
چکیده
مفاهیم«عرفان»، «علم» و «عمل» سه مفهوم راهبردی در علوم عرفانی به شمار می روند. چالش اصلی در ادبیات پژوهی این مفاهیم، تجزیه و تحلیل مناسبات میان این سه است. . مساله اصلی این پژوهش یافتن نقاط تلاقی است بین این سه مفهوم و شیوه‌هایی که این مفاهیم به یکدیگر مرتبط می‌شوند. در پژوهش حاضر فرضیه پایه‌ای این است که «عرفان»، «علم» و «عمل» در هم تنیده هستند و برای درک عمیق‌تر معنایی، هر سه نیازمند همزمانی و همگامی با یکدیگر هستند. این فرضیه از طریق بررسی مطالعاتی که رابطه عمیقی را بین این مفاهیم نشان داده‌اند، مورد تایید قرار گرفته است. روش پژوهش بکار گرفته شده، تحلیل محتوا بوده است، که در آن متن به بخش‌های کوچک تقسیم شده و به طور جامع بررسی شده است تا الگوهای تکرار شونده و معنی‌های پنهان را درگیر کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که «علم»، «عمل» و «عرفان» باید به یکدیگر متصل باشند، و در عین حال با هم در تعامل باشند تا بتوانند به یک عملکرد کامل برسند. در نهایت، هرکدام از این مفاهیم بدون بقیه قادر به رشد و پیشرفت کافی نخواهد بود. نتایج نشان می‌دهند که قلب آلوده از معرفت (حیات فکری) از توفیق عمل محروم خواهد شد و قلب طاهر و تزکیه‌یافته (حیات اخلاقی) به زیور «معرفت» آراسته خواهد شد. این دو در هم و در دیگری اثر می‌گذارند. در مجموع، خروجی این پژوهش، درک عمیق‌تر از تعامل بین «علم»، «عمل» و «عرفان» در ساختار ادبیات عرفانی است که در چرخه تحلیل مفهومی تولید شده است.
کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

ادبیات پژوهی مفهوم «عرفان»، «علم» و «عمل» و تحلیل مناسبات ارتباطی آنها

نویسنده English

mohammad esmaeil abdollahi
Assistant Professor, Department of Cultural and Social Governance, School of Governance, University of Tehran, Tehran, Iran
چکیده English

مفاهیم«عرفان»، «علم» و «عمل» سه مفهوم راهبردی در علوم عرفانی به شمار می روند. چالش اصلی در ادبیات پژوهی این مفاهیم، تجزیه و تحلیل مناسبات میان این سه است. مساله اصلی این پژوهش یافتن نقاط تلاقی است بین این سه مفهوم و شیوه‌هایی که این مفاهیم به یکدیگر مرتبط می‌شوند. در پژوهش حاضر فرضیه پایه‌ای این است که «عرفان»، «علم» و «عمل» در هم تنیده هستند و برای درک عمیق‌تر معنایی، هر سه نیازمند همزمانی و همگامی با یکدیگر هستند. این فرضیه از طریق بررسی مطالعاتی که رابطه عمیقی را بین این مفاهیم نشان داده‌اند، مورد تایید قرار گرفته است. روش پژوهش بکار گرفته شده، تحلیل محتوا بوده است، که در آن متن به بخش‌های کوچک تقسیم شده و به طور جامع بررسی شده است تا الگوهای تکرار شونده و معنی‌های پنهان را درگیر کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که «علم»، «عمل» و «عرفان» باید به یکدیگر متصل باشند، و در عین حال با هم در تعامل باشند تا بتوانند به یک عملکرد کامل برسند. در نهایت، هرکدام از این مفاهیم بدون بقیه قادر به رشد و پیشرفت کافی نخواهد بود. نتایج نشان می‌دهند که قلب آلوده از معرفت (حیات فکری) از توفیق عمل محروم خواهد شد و قلب طاهر و تزکیه‌یافته (حیات اخلاقی) به زیور «معرفت» آراسته خواهد شد. این دو در هم و در دیگری اثر می‌گذارند. در مجموع، خروجی این پژوهش، درک عمیق‌تر از تعامل بین «علم»، «عمل» و «عرفان» در ساختار ادبیات عرفانی است که در چرخه تحلیل مفهومی تولید شده است.

کلیدواژه‌ها English

ادبیات پژوهی
عرفان
معرفت
علم
عمل