نوع مقاله : مقاله پژوهشی
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسنده English
به مقیاسی که توحید، آموزهای محوری در تعالیم مقدس اسلام است، سورۀ توحید نیز در نگرۀ حکمای اسلامی محور است. در دیدگاه هستیشناخت آنان، مبحث وحدت و کثرت از مسایل اساسی است. نظر به اینکه وحدت با وجود مساوق است، توجیه کثرتها تبیین مناسب میطلبد. آموزههای وحیانی، بر الهیاتِ وحدتمحور تأکید نموده و به آن ژرفا و تعالی بخشیده است. در میان همۀ آیات توحیدی، سورۀ توحید، باتمام اختصار، برای ژرفاندیشان، نه ظاهرگرایان، اقیانوس بیکران معارف توحیدی است. حکمای متأله با نگرۀ وحدتگرایانه، در تکتک واژههای این سوره، معنای فلسفی و حِکمی میبینند. سه حکیم دربارۀ این سوره به طور خاص نگارۀ تفسیری دارند و آنچه با الهام از آموزههای توحیدی در الهیات بالمعنیالاعم پایهگذاردند، در الهیات بالمعنیالاخص به بازتطبیق سپردند. ابنسینا و صدرالمتألهین در رسالۀ مستقل به وُسع مجاری فلسفی و تأمل حِکمی، این سوره را تفسیر کردهاند و تفاضل و تعالی بین این دوتفسیر مشهود است. از دیگرسو امام خمینی (ره) براساس آموزههای حکمت متعالیه تفسیری ارایه میدهد که تفاضل ژرفاندیشی «متعمقان آخرالزمان» با پیشینیان مشهود است. مقایسۀ نکات تفسیری سه حکیم روند رو به اوج و تعالی حکمت توحیدگرا و ضرورت کاربست ادبیات فلسفی در تفسیر متون دینی را نمایان میسازد.
کلیدواژهها English