نوع مقاله : مقاله پژوهشی
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسنده English
ابنسینا به تبع ارسطو، به عنوان یکی از قواعد مهم دانش برهانی بر ضرورت وجود مبادی اولی برای دانش مابعدالطبیعه تأکید میکند و مصادیقی را برای آنها برمیشمرد که از جملة آنها میتوان به موجود، واحد و شیء اشاره کرد. ابنسینا موضوع مابعدالطبیعه یعنی موجود بما هو موجود را نیز در زمرة این مبادی اولی قرار میدهد و معتقد است که موجود بما هو موجود نیازی به تعلّم ماهیت و اثبات وجود ندارد. در مجموعِ بیانات ابنسینا در این باب، میتوان سه ملاک اصلی برای مبادی اول تصوری احصاء کرد: اعرفیت، عمومیت و حد و رسم نداشتن.
بررسی آثار توماس آکوئینی نشان میدهد که او دارای دو دیدگاه در ادراک موجود است. در برخی آثار، همانند ابنسینا موجود را جزء مبادی اولی قرار میدهد ولی در برخی آثار، از ابنسینا فاصله میگیرد و ادراک موجود را حاصل یک عملکرد پیچیدة عقلانی میداند.
با ملاحظة این دیدگاه توماس و تفسیر مفسران وی، میتوانیم ابنسینا را با یک پرسش مهم مواجه کنیم و آن این است که آیا ادراک موجود همان ادراک موجود بما هو موجود است؟
بررسی آثار ابنسینا نشان میدهد که هرچند برای درک موجود بما هو موجود لازم است تا برخی مراحل عقلانی را طی کنیم ولی این مراحل عقلانی، اقامة حد و برهان نیستند و میتوانند نوعی تعاریف و علامات تنبیهی باشند که مخل اولیت موجود بما هو موجود محسوب نمیشوند.
کلیدواژهها English